یار باقی کار باقی
رفتی و در دل هنوزم حسرت دیدار باقی
حسرت عهد و وداعم با دل و دلدار باقی
عقده بود اشکم به دل تا بی خبر رفتی و لیکن
باز شد وقتی نوشتی "یار باقی کار باقی"
امدی و رفتی اما با که گویم این حکایت
غمگسارا همچنان غم باقی و غمخوار باقی
کافر نعمت نباشم بارها روی تو دیدم
لیک هر بارت که دیدم شوق دیگر بار باقی
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 22:43 توسط نگار
|