يه سپور رو چمناي پارك شهر خوابيده
كي ميدونه توي اين لهظه چه خوابي ديده
خواب يه دمپايي لاستيكي واسه زنش
يا يه دس پيرهن گلدار كه بپوشونه تنش
خواب يه خونه نقلي بدون صاحب خونه
با يه حوض كاشي كه يه ماهي توش مهمونه
واسه بچش خواب ابنبات چوبي ديده
اخ كه اين سپور عجب خواباي خوبي ديده
كاش كه هيچ وقت ديگه از خواباي شيرين نپره
وقتي دستاش خاليه بهتره خوابش ببره
اگه بيدار شه ديگه نه دمپايي نه ابنبات
نه يه خونه نه يه پيرهن نه يه حوض توي حياط
وقتي بيدار شه بازم ميبينه دنيا لاله
تنها همصحبت اون يه كيسه اشغاله
دوباره صداي صاحب خونه ميپيچه سرش
حرفاي زنش يادش مياد با تنها پسرش
پسري كه دوس نداره مث اون سپور بشه
با زني كه چپ وراست ميگه الهي كور بشه
كاش هيچ وقت ديگه از خواباي شيرين نپره
هر كي دستاش خاليه بهتره خوابش ببره